پير جمال الدين محمد اردستانى

11

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

اشارت به التزام خدمت پير در شدّت و رخا و صبر كردن بر ملامت و 144 در بيان آنكه مدار اعمال سالك بر تطهير نيّت و التزام اخلاصست 146 شرح مترقّى شدن از پاى خدمت به درجهء محرميّت پير و 147 تتمّهء حكايت سالك و بيان احوال گذشته به طريق رمز و [ الفاظ ] 148 شرح متعدد نمودن لمعات انوار عشق در ابتدا و متّحد نمودن در 148 اشارت به بقاى عاشق بعد از فنا در آتش عشق 152 در بيان حكمت ابتلاى عشّاق و ملامت ارباب عرفان و شقاوت 153 اشارت به سبق ارتباط حقيقى و رقيقهء عشقى ميانهء ذات ابليس و 157 سبب طرد ابليس و گرفتار آمدن در جلال و محروم ماندن صورتا از 159 در بيان مستور داشتن غيرت الهى مقربان حرم‌سراى محبّت در 162 اشارت به آگاه شدن سالك از سرّ مواهب غيبى و غرايب نظر لطفى 163 در بيان اتحاد غيب و شهود در نظر اهل تحقيق 164 خبر دادن مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از كيفيّت ظهور نور 164 رسيدن دختر پادشاه به مكّه و جوانان طلب كردن 168 مراجعت نمودن دختر به ديار خود و قبول تزويج ناكردن و 171 تتمّهء قصّهء شاهرخ و نيازمندى ابو نصر خان سلطان جهانشاه ، و 172 گفتار در سبب زوال ملك شاهرخ و اشارت به آداب سالك 172 حكايت پادشاه كه ملك و مال بر ايتام قسمت نمود و 174 به خواب ديدن پسر ، پادشاه را بعد از وفات و ارشاد او به خدمت نمودن 176 شرح خاكسارى و افتقار پادشاه‌زاده و اشارت به 179 در بيان آنكه حقيقت وصل در ضمن سوزست و درد 181 رفتن شاهزاده شهر به شهر در طلب مرشد عليم و اشارت به 182 در بيان تأويل « و قالت نملة يا ايها النّمل ادخلوا مساكنكم » 184 حكايت آن غزا كه مسلمانان بر كافران دست يافتند و 187 نزديك شدن صبح سعادت پادشاه‌زاده از مطلع فتح و فيروزى 188 در بيان احوال بعثت حضرت ختمى رسالت پناهى ( ص ) و 189 تأويل فرمودهء سرور علما و پيشواى فقرا علىّ مرتضى 191